شاهکار مامان
پسر گلم عزیزم مینویسم که وقتی بزرگ شدی و خوندی بدونی چقدر شیطون و فوضول بودی 
چند وقتیه موهات خیلی بلند شده و اصلا قبول نمیکردی که برات کوتاه کنیم آرایشگاه میبردیمت و چون نمینشستی و همش جیغ و گریه میکردی برمیگشتیم خونه چند بارم بابایی میخواست کوتاه کنه اما اجازه نمیدادی خلاصه امروز تصمیم گرفتم خودم موهاتو کوتاه کنم با اینکه اصلا تجربه ای تو کوتاه کردن مو نداشتم
تو حمام و آب بازی و خیلی دوست داری منم بردمت حمام که همونجا هم موهاتو کوتاه کردم اصلا گریه نکردی اما خیلی تکون میخوردی منم زیاد نتونستم کوتاه کنم 
اما خوب یه کوچولو کوتاه کردم و مثل همیشه آب بازیتو کردی و خوشحال اومدی لباس پوشیدی و ماه شدی نفسم
این عکسا واسه چند روز پیشن که هنوز موهاتو کوتاه نکرده بودم



اینم عکس امروز که موهاتو کوتاه کردم اما زیادم کوتاه نکردما![]()


مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


شاهکار مامان
